ما
انسان ها در زندگی خود باورهایی داریم که به زندگی مان رنگ و مفهوم می
بخشند. از این روست که ارزش آدم ها به اندازه باورهایشان هست. هر چه
باورهای متعالی و ارزشمند داشته باشیم این باور در نهایت در علایق و نیز
عملکرد ما نمود پیدا کرده و به زندگی ما جهت می دهد.
عوامل تشکیل باورهایمان هم متفاوتند. نوع زندگی و
جامعه و افراد و رسانه هایی که با آن ها سر و کار داریم باورهایمان را جهت
دهی کرده و چه بسا تغییر می دهند. باور ما در مورد حقیقت زندگی، مسائل
سیاسی روزمره، روابط خانوادگی، رفاه و خوشبحتی، ازدواج و ملاک های آن، سن
مناسب ازدواج، مقدماتی که برای ازدواج لازم هست و … در نهایت در تصمیم
گیری ما در این نوع مسائل تاثیرگذار خواهد بود.
باورها هم مثل همه چیز می تواند درست یا غلط باشد. و طبیعتا به خاطر همین مساله، علایق و ملاک های زندگی هم درست و نادرست می شوند. از مهمترین عاملی که می تواند در تشکیل باورهای درست یا غلط نقش حیاتی ایفا کند رسانه های همگانی و بخصوص تلویزیون می باشد.
از آنجایی که همه دوستان و خوانندگان و ملت شریف ایران
همه باورهایشان درست و واقعی و حقیقی است در این پست در مورد یک باور
نادرست مریخی ها در زندگی می نویسم تا شاهد دیگری بر برتری ما زمینی ها بر
مریخی ها باشد.
در
مریخ مردم بیش از حد تحت نفوذ رسانه های خود هستند. صدا و سیمای مریخ از
هر ابزاری برای مصرف گرایی و مصرف زدگی شهروندان استفاده می کند. در سریال
های تلویزیون کارمندان جزء امکاناتی دارند که دکتر های مختصص و مهندسین
رده بالا هم در عالم واقع امکان دسترسی به آن امکانات را ندارند. قهرمانان
محبوب شهروندان مریخی ثروتمندان هستند. این که شهروندان بتوانند یک روز هم
که شده زندگی مثل هنرپیشگان سریال ها را داشته باشند نهایت آرزو و باور
مریخی ها را تشکیل می دهد. در مریخ جوانی که تلفن همراه بلوتوث دار نداشته
باشد زیر خط فقر است. جوانی که خانه و ماشین و حقوق ملیونی
نداشته باشد وقت ازدواجش نشده حتی اگر موهایش هم قدر دندان هایش سفید شده
باشد. در مریخ دختر خانم هر کمالات و هنری داشته باشد اگر جهیزیه اش کامل
نباشد کسی به خواستگاری او نمی رود چون هنوز آماده نشده.یخچال عروس اگر آب
سرد کن نداشته باشد نشانه املی جد و آباد دختر است.در مریخ تمدن یعنی مصرف
بیشتر. هر کس که می تواند بیشتر مصرف کند متمدن تر است. برای همین هم ثروت
خدای مریخی هاست. برای به دست آوردن ثروت به هر کاری دست می زنند حتی اگر
لازم باشد از ایمان و اعتقاد و باور و خانواده و همسر و فرزندان هم مایه
می گذارند. و نهایت این امر منجر به این قضیه می شود که بیش از یک ملیون
دختر مریخی از گردونه انتخاب به عنوان همسر خارج می شوند. دختر و پسر هایی
هم که به وصال هم می رسند سنشان بالای سی و پنج است و نگران پدر و مادر
شدنشان هستند. البته معلوم نیست در مریخ در فاصله بیست ساله بین سن بلوغ
جنسی و ازدواج جوانان دختر و پسر از چه خاکی استفاده می کنند.
اما اینجا ایران است.
در
ایران تلویزیونش دانشگاه است. دانشگاه ترویج ارزش های الهی و دینی.
قهرمانان سریال هایش انسان های خادم به مملکت و مردم و باورهای اصیل دینی
اند. در ایران همه به کتاب مقدسشان باور دارند که می گوید اگر از ترس
مسائل مالی ازدواج نمی کنید من به عنوان خدای شما تضمین می کنم که شما را
بی نیاز کنم. در ایران شهروندان از تلویزیون و رسانه و مسجد و منبر می
آموزند که فرزندانشان را از کودکی مسئولیت پذیر بار بیاورند. مهارت های
لازم برای زندگی زناشویی را از کودکی به فرزندان خود می آموزند. با
نیاموختن مهارت های لازم در حق فرزندانشان و نسل های آینده خیانت نمی
کنند. بس که کتاب زیاد می خوانند. ایرانی ها آماده اند که از سنین بلوغ
مسئولیت یک زندگی را بر عهده بگیرند. از آنجایی که خدای خود را باور دارند
و به امدادهای او و آنچه او را از بندگان راضی می کند و نیز آنچه او را از
بندگان ناراحت می کند آشنایی دارند عظیم ترین و وحشتناک ترین مساله در
ایران این است که جوانانشان برای جوابگویی به نیازهایشان مرتکب گناه و
معصیت خدا شوند و در نهایت آثار زشت این گناه زندگی زناشویی آینده شان را
تحت تاثیر قرار بدهد. در ایران هزار عکس و فیلم و پیامک عاشقانه به یک
لحظه همسری با همسر نمی ارزد. جوان ایرانی باور دارد آنچه برای ازدواج
لازم هست همسری مهربان و دوست داشتنی و عفیف و با عرضه است که مهارت های
لازم برای زندگی مشترک را آموخته است. شدیدا هم بر خدای مهربان دوست
داشتنی توکل دارد و مطمئن هست اگر بنده رسم بندگی بداند خواجه خود رسم
بنده پروری داند.
انسان ها در زندگی خود باورهایی داریم که به زندگی مان رنگ و مفهوم می
بخشند. از این روست که ارزش آدم ها به اندازه باورهایشان هست. هر چه
باورهای متعالی و ارزشمند داشته باشیم این باور در نهایت در علایق و نیز
عملکرد ما نمود پیدا کرده و به زندگی ما جهت می دهد.
عوامل تشکیل باورهایمان هم متفاوتند. نوع زندگی و
جامعه و افراد و رسانه هایی که با آن ها سر و کار داریم باورهایمان را جهت
دهی کرده و چه بسا تغییر می دهند. باور ما در مورد حقیقت زندگی، مسائل
سیاسی روزمره، روابط خانوادگی، رفاه و خوشبحتی، ازدواج و ملاک های آن، سن
مناسب ازدواج، مقدماتی که برای ازدواج لازم هست و … در نهایت در تصمیم
گیری ما در این نوع مسائل تاثیرگذار خواهد بود.
باورها هم مثل همه چیز می تواند درست یا غلط باشد. و طبیعتا به خاطر همین مساله، علایق و ملاک های زندگی هم درست و نادرست می شوند. از مهمترین عاملی که می تواند در تشکیل باورهای درست یا غلط نقش حیاتی ایفا کند رسانه های همگانی و بخصوص تلویزیون می باشد.
از آنجایی که همه دوستان و خوانندگان و ملت شریف ایران
همه باورهایشان درست و واقعی و حقیقی است در این پست در مورد یک باور
نادرست مریخی ها در زندگی می نویسم تا شاهد دیگری بر برتری ما زمینی ها بر
مریخی ها باشد.

در
مریخ مردم بیش از حد تحت نفوذ رسانه های خود هستند. صدا و سیمای مریخ از
هر ابزاری برای مصرف گرایی و مصرف زدگی شهروندان استفاده می کند. در سریال
های تلویزیون کارمندان جزء امکاناتی دارند که دکتر های مختصص و مهندسین
رده بالا هم در عالم واقع امکان دسترسی به آن امکانات را ندارند. قهرمانان
محبوب شهروندان مریخی ثروتمندان هستند. این که شهروندان بتوانند یک روز هم
که شده زندگی مثل هنرپیشگان سریال ها را داشته باشند نهایت آرزو و باور
مریخی ها را تشکیل می دهد. در مریخ جوانی که تلفن همراه بلوتوث دار نداشته
باشد زیر خط فقر است. جوانی که خانه و ماشین و حقوق ملیونی
نداشته باشد وقت ازدواجش نشده حتی اگر موهایش هم قدر دندان هایش سفید شده
باشد. در مریخ دختر خانم هر کمالات و هنری داشته باشد اگر جهیزیه اش کامل
نباشد کسی به خواستگاری او نمی رود چون هنوز آماده نشده.یخچال عروس اگر آب
سرد کن نداشته باشد نشانه املی جد و آباد دختر است.در مریخ تمدن یعنی مصرف
بیشتر. هر کس که می تواند بیشتر مصرف کند متمدن تر است. برای همین هم ثروت
خدای مریخی هاست. برای به دست آوردن ثروت به هر کاری دست می زنند حتی اگر
لازم باشد از ایمان و اعتقاد و باور و خانواده و همسر و فرزندان هم مایه
می گذارند. و نهایت این امر منجر به این قضیه می شود که بیش از یک ملیون
دختر مریخی از گردونه انتخاب به عنوان همسر خارج می شوند. دختر و پسر هایی
هم که به وصال هم می رسند سنشان بالای سی و پنج است و نگران پدر و مادر
شدنشان هستند. البته معلوم نیست در مریخ در فاصله بیست ساله بین سن بلوغ
جنسی و ازدواج جوانان دختر و پسر از چه خاکی استفاده می کنند.
اما اینجا ایران است.

در
ایران تلویزیونش دانشگاه است. دانشگاه ترویج ارزش های الهی و دینی.
قهرمانان سریال هایش انسان های خادم به مملکت و مردم و باورهای اصیل دینی
اند. در ایران همه به کتاب مقدسشان باور دارند که می گوید اگر از ترس
مسائل مالی ازدواج نمی کنید من به عنوان خدای شما تضمین می کنم که شما را
بی نیاز کنم. در ایران شهروندان از تلویزیون و رسانه و مسجد و منبر می
آموزند که فرزندانشان را از کودکی مسئولیت پذیر بار بیاورند. مهارت های
لازم برای زندگی زناشویی را از کودکی به فرزندان خود می آموزند. با
نیاموختن مهارت های لازم در حق فرزندانشان و نسل های آینده خیانت نمی
کنند. بس که کتاب زیاد می خوانند. ایرانی ها آماده اند که از سنین بلوغ
مسئولیت یک زندگی را بر عهده بگیرند. از آنجایی که خدای خود را باور دارند
و به امدادهای او و آنچه او را از بندگان راضی می کند و نیز آنچه او را از
بندگان ناراحت می کند آشنایی دارند عظیم ترین و وحشتناک ترین مساله در
ایران این است که جوانانشان برای جوابگویی به نیازهایشان مرتکب گناه و
معصیت خدا شوند و در نهایت آثار زشت این گناه زندگی زناشویی آینده شان را
تحت تاثیر قرار بدهد. در ایران هزار عکس و فیلم و پیامک عاشقانه به یک
لحظه همسری با همسر نمی ارزد. جوان ایرانی باور دارد آنچه برای ازدواج
لازم هست همسری مهربان و دوست داشتنی و عفیف و با عرضه است که مهارت های
لازم برای زندگی مشترک را آموخته است. شدیدا هم بر خدای مهربان دوست
داشتنی توکل دارد و مطمئن هست اگر بنده رسم بندگی بداند خواجه خود رسم
بنده پروری داند.
نویسنده » مهدی جلیلی » ساعت 8:44 عصر روز سهشنبه 13 فروردین 1387
