قرآن کریم جستجوی فضل و رحمت خداوند را بیان کرده و مردم را به آن فرا خوانده است، مانند وابتغوا من فضل الله(جمعه??) (از فضل خدا جویا شوید) یا مردم را دعوت به آبادانى زمین کرده است: هو انشاءکم من الارض واستعمرکم فیها (هود??)(او شما را از زمین پدید آورد و براى آباد ساختن آن برگماشت) نمونههایى از این تشویق و ترغیب هستند. در هیچیک از این موارد، خصوص مردان مخاطب نیستند، بلکه مجموعه مسلمانان مورد توجه قرار گرفتهاند، و همگى به طلب فضلالهى، که تحصیل درآمد یکى از مصادیق آن است، دعوت شدهاند.
بىشک، کار، یکى از مهمترین مجارى کسب مال محسوب مىشود و اسلام هم به آن توجه خاص کرده است. مردان و زنان به فعالیت اقتصادى دعوت شده اند. مردان و زنان به کار و اشتغال تشویق شدهاند و نه تنها اشتغال براى زنان ممنوع نشده، بلکه امرى مورد تشویق و ترغیب قلمداد شده است.
از نظر اسلام فعالیت زن در جامعه باید متناسب با شخصیت و کرامت واقعى زن و متناسب با حفظ رسالت مادرى و در کل به گونه اى باشد که براى جامعه مفید باشد. اما اینکه در چه موقع اشتغال زن ضرورت پیدا مى کند؟
مساله اى نیست که دقیقا موارد آن را اسلام مشخص کند بلکه ضرورت و عدم آن، چیزى است که در جامعه به وجود مى آید و این عرف و عقلای جامعه اند که آن را تشخیص مى دهند آن گاه حکم شرعى اش را اسلام مقرر مى کند. مثلا وجود پزشک زن براى بیمارى هاى مخصوص زنان براى جامعه اسلامی یک ضرورت اجتماعى در همه دوران هاست. همین طور داشتن استاد زن براى دختران . ولى در بعضی از مشاغل دیگر چنین ضرورتى وجود ندارد.
هرچند اسلام زنان و مردان را به فعالیت اقتصادى و اشتغال دعوت و هر دو را مالک درآمد خود محسوب کرده ، ولى محدودیتهایى در این امر مانند سایر امور اعمال کرده است. بعضی از این محدودیتها به خود فعالیت اقتصادى اعم از تولید و توزیع برمىگردد و برخى دیگر در باره ارتباط افراد مسلمان با یکدیگر است.
در قسم اول این محدودیتها، هیچگونه تفاوتى بین زن و مرد وجود ندارد.
اگر ربا حرام است و یا تجارت جایز است، براى هر دو همین حکم وجود دارد.
ولى در قسم دوم، خصوصیات مرد و زن در احکام جزئى متفاوت است، هر چند در اینجا هم، در کلیات احکام با هم مشترکند. بر هر دو جنس زن و مرد رعایت عفاف واجب است.
متأسفانه بعضی گرایشها بدون در نظر گرفتن این مسائل مهم و اولویتهاى جامعه به دلایلى بیش از اندازه بر مسأله اشتغال زنان دامن مى زنند.
مهمترین این دلایل عبارتند از:
? بهره بردارى از ویژگیها و شخصیت روحى و روانى زنان در جهت منافع خود و سود جوئى در پرداخت حقوق کمتر، کار بیشتر.
? تضعیف نهاد خانواده و زمینه سازى براى تهاجم فرهنگى.
تأکید بیش از حد بر حضور زنان در موقعیت هاى اجتماعى مختلف و عدم توجه جدى به شرایط و مقرراتى که این مسأله حتما باید با آن همراه باشد، سبب شده که متأسفانه در بسیارى موارد، بسیارى زنان و دختران جوان دانسته و نادانسته گرفتار معضلات و مشکلات متعددى شده و در این روند نه تنها به حقوق مسلم خود دست پیدا نکرده اند بلکه به شخصیت و ارزشى انسانى آنان هم خدشه وارد شده است.
بنابراین مى توان گفت در صورتى که مرد به تنهایى مى تواند زندگى خود و خانواده اش را به خوبى تأمین کند و زن هم از تخصص خاصى برخوردار نیست که جامعه به تخصص آن نیازمند باشد، بهتر آن است که مسؤولیت بزرگ تربیت فرزندان و همسردارى را به عهده بگیرد و با فراهم کردن محیط آرام خانه و تقویت کانون خانواده فرزندان صالح، سالم و رشد یافته اى را براى جامعه تربیت کند که این بزرگترین خدمت به جامعه است و اگر زن بتواند به خوبى از پس این مسؤولیت مهم و حیاتى بر آید بزرگترین خدمت را به خود، خانواده و جامعه کرده است.
